تبليغاتX
عطش بهاری
عطش بهاری
منوی اصلی
صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
پست الکترونیک
قالب وبلاگ

آرشیو مطالب
اردیبهشت 1391
فروردین 1391

پیوند های روزانه
آرشيو پيوندهای روزانه
نظردهی
سلام.

کاربر عزیز

برای ثبت نظرات خود به زیر نوشته شده توسط ... کلیک کن تا بتونی نظرتو ثبت کنی.

باتشکر

مدیریت وبلاگ




+نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت19:2 توسط زهرا
به نام وجودی که وجودم ز وجود پر وجودش به وجود آمد.
 

 

دراین دنیاهیچ چیزی نرم ترولطیف تراز آب وجودندارد.

امادرتحمیل کردن خودبه چیزهای سخت وغیرقابل نفوذهیچ رقیبی ندارد.

اینکه ضعیف برقوی غلبه می کند واینکه شئ سفت به شئ نرم راه می دهد راهمه می دانند.

بااین وجود هیچ کس مطابق آن عمل نمی کند.(لائوتسو)




+نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت13:2 توسط زهرا
شعر برای روز معلم
آنکه نقاش است و نقشی ساخته

با قلـــــــم طرح نویی انداخته

در مسیر واژه های دوستــــــــی

سطر سطــری زآشنایی داشته

آنکه چون اسطوره های پارســی

عین ولامی را به میم افراشته

هم ردیف انبیاء و عارفـــــــــــان

پوششی بر جـــــهل جاهل بافته

آنکه آهنگ و کلامی دل ربــا

از یرای درس خـــــــــود آراسته

چشمه های معرفت جوشــــد ز او
دانشی از حد فزون انبـــــــاشته

لحظه هایش پر شده از خـاطرات

خاطراتی که زدل جان باخـــته

هرچه از عطرش ببویم کم بود

او گلستان ها ز گل ها کاشته

آنکه معمار است و الگوی همه

لاله ای بر قلب خود بگذاشته

با سلاح علم در راه مـــــــــــــراد

چون جلوداران به کفران تاخته

آن معلّم آن مرّبی آن که او

از فنونش عالمی پرداختــــــــه

او عزیز است و مقامش پاس دار

چونکه یزدان نام او بنگاشته

عارف آن باشد که چون قطعه زمین
هرکسی او را لگد انداخته

یعنی از زهد و کلام و علم او

ذره ای از دانشش برداشته

شعر خانم امامی به مناسبت روز معلم

اسم من گم شده است.

توی دفترچه ی پر حجم زمان

دیرگاهی است

فراموش شدم.

اسم من گم شده است

لا به لای ورق کهنه ی آن لایحه ها

زیر آن بند غریب

پشت انبوهی از آن شرط و شروط

لای آن تبصره ها

اسم من گم شده است

در تریبون معلق شده سخت سکوت

حق من گم شده است.

زنگ انشاء

کسی انگار نمی خواست معلم بشود

شان من گم شده است

شان من نیست بنالم

شان من نیست بگویم

زتهی ، ز نبود

یا از این زخم کبود

لیک

رنگ رخساره گواهی دهد از سر درون

از همه رنج فزون.

اسم من گم شده است

نردبانی شده ام

صاف به دیوار ترقی

تا که این نسل و ان نسل

پای بر پله ی من

سوی فردا بروند

و غریبانه فراموش شوم

اسم من گم شده است




+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت9:0 توسط زهرا
نکته های جالب و کوتاه علمی
پشه کش هاپشه رانابود نمی کنند بلکه انسان را از دید پشه ها مخفی می کنند.

تا هنگامی که غذا با بزاق دهان مخلوط نشده باشد مزه اش احساس نمی شود.

گیر کردن اعصاب بین استخوان ها سبب خواب رفتن دست و پا می شود.

دانشمندان مدعی اند که انگشت کوچک پای انسان به مرور زمان ناپدید خواهد شد چون ما کم ترین استفاده را از آن داریم.




+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت18:49 توسط زهرا
شعری در وصف امام زمان(عج)
چه کنم دست خودم نیست که یادت نکنم

 دل غم دیده ی خود را به تمنای کسی خوش نکنم

چه کنم دل همه آوای تو است

همه سوز و شور و شیدای تو است

همه گویند که تو می آیی

 از جگر سوز ترین خاطره ها بیزاری

 تو نیایی زندگی بی معناست

 این همه جوش و خروش بی پرواست

 تو بیایی و عدالت آری

 در دل آدمیان تخم محبت کاری

 من وصف تو را چگونه گویم باز

حرف ها دارم از این بسیار راز

این تمام حرف دل نیست ولی

 چه کنم وصف دگر ناید یاد




+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت19:17 توسط زهرا
13فروردین روزطبیعت
نمیدونم چی شدسینزده به درشد/گوشم ازجیغ و داد و نعره کر شد

بیاد تعطیلات رفته از دست/غم و غصه کنارم همسفر شد

ازآجیل شب عید مونده تخمه/تموم پسته ها زیرو زبر شد

رو پیچ وتاب سبز سبزه ی عید/گره از بخت ما هم کورتر شد

عروس تنگ من زندانی عید/ازآن قصه بلوریش بدر شد

دروغ سینزده هرساله ی ما/عجب عیدی به نیکویی به سر شد

امیدوارم جنگل دالخانی رادیده باشید وگرنه نصف عمرتان در فناست.اگر دیدید که چه بهتر ولی اگر ندیدید بروید و ازاین طبیعت زیبا لذت ببرید.ماهم برای سینزده بدر به دالخانی رفته بودیم.جاتون خالی یه تاب بستیم که ازجنگل تا روی خیابون می رفت وبرمی گشت ولی چشمتون روز بد نبینه وقتی می خواستم پایین بیام نتونستم واز تاب آویرون شدم. مامانم به جای این که بترسه فقط می خندید ومنم نمی تونستم خودمو کنترل کنم وپایین بیام تا بالاخره با کمک دیگران پایین اومدم ولی خیلی خوش گذشت چون همه به خاطر من خندیدند وکلی اشک ریختند.مادربزرگم به خاطر من فشارش پایین اومد ومجبور شدیم بهش آب قند بدیم.به طور کلی خیلی خوش گذشت وجای شما خالی بود.امیدوارم سال بعد به این بهشت زیبا بیاین و حسابی لذت ببرید.




+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت18:57 توسط زهرا
9فروردین روز ولادت حضرت زینب (س) و روز پرستار
ازآسمان پرسیدم پرستارکیست؟گفت:وسیع ترازمن است.

ازکوه پرسیدم پرستارکیست؟گفت:مقاوم ترازمن است.

ازآیینه پرسیدم پرستارکیست؟گفت:پاک ترازمن است.

ازآب پرسیدم پرستارکیست؟گفت:زلال ترازمن است.

ازمادرپرسیدم پرستارکیست؟گفت:مهربان ترازمن است.

ازپیامبرپرسیدم پرستارکیست؟گفت:ازتمام یارانم به من نزدیک تراست.

ازخودش پرسیدم پرستارکیست؟گفت:خادم خدا

روزپرستارمبارک.(تقدیم به خاله وشوهرخاله ی عزیزم)




+نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت18:40 توسط زهرا
درباره ی ما

سلام.زهرامدیروبلاگ هستم.امیدوارم ازوبلاگم خوشتون بیادوازش استفاده کنید.


پیوند های وبلاگ
وبلاگ علی ضیا
ماجراهای گلابتون بانو
متنوع
وبلاگ تخصصی علوم کتابداری واطلاع رسانی
آسمون دلتنگی های من
ردپای آفتاب
زیبایی-پزشکی-سلامت-فناوری
me and my friend
بازی آنلاین
طراحی سایت
قالب وبلاگ

امکانات

Powered by BLOGFA
Designed by
Web-Tools.IR
خروجی وبلاگ

قالب وبلاگ

بازی آنلاین

دانلود

دانلود

بازی آنلاین

بازی آنلاین

نیوزفا - خبر

عکس

طراحی سایت

دانلود

قالب وبلاگ

اسکریپت